عضویت     ورود  آدم بی مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بی سرمایه است . پاسکال سه شنبه، 27 آذر ماه ، 1397

کانال تلگرام


تبلیغات متنی


منوی سایت


جست و جو در بانك مقالات




مقالات جدید
تعداد شاخه ها: 30 عدد
تعداد مقالات: 758 عدد 1: آزمايشگاه الكترونيك - استاد محرري 
[دفعات مشاهده : 4991 بار]
 2: جزوه درس مخابرات 1 - دانشگاه فردوسي مشهد 
[دفعات مشاهده : 4992 بار]
 3: كتاب مهندسي تاسيسات / دكتر كلهر 
[دفعات مشاهده : 4943 بار]
 4: مجموع اعوجاج هارمونیک T.H.D 
[دفعات مشاهده : 4886 بار]
 5: كتاب "روش طراحي و تحليل مدارهاي الكترونيك" 
[دفعات مشاهده : 11382 بار]
 6: ادوات نوري 
[دفعات مشاهده : 4929 بار]
 7: كتاب اصول تلويزيون رنگي 
[دفعات مشاهده : 6519 بار]
 8: پروژه دزد گیر با سنسور تشخیص حرکت pir با قفل رمز الکترونیکی 
[دفعات مشاهده : 6135 بار]
 9: جزوه اندازه گیری الکتریکی 
[دفعات مشاهده : 5297 بار]
 10: سوالات کنکور کارشناسی ارشد 90 / گروه مهندسی برق 
[دفعات مشاهده : 7252 بار]
 11: آرشيو پروژه هاي 8051 
[دفعات مشاهده : 6018 بار]
 12: آرشيو پروژه هاي AVR‌ (ـ‌ 126 پروژه ) 
[دفعات مشاهده : 13729 بار]
 13: آموزش برنامه نويسي و كار با ماژول Sim300CZ با ميكروكنترلر AVR 
[دفعات مشاهده : 10027 بار]
 14: سوالات كنكور كارشناسي ناپيوسته 89 - گروه برق 
[دفعات مشاهده : 7416 بار]
 15: ارتباط میکروهای PIC با کمک پروتکل سریال I2C و نکات تکمیلی ماژول MSSP 
[دفعات مشاهده : 5540 بار]
 16: ساعت تقویم با کمک میکروکنترلر PIC و DS1307 
[دفعات مشاهده : 6108 بار]
 17: تایمرهای چند زمانه ( ساعت مرکزی ) با میکرو PIC 
[دفعات مشاهده : 5553 بار]
 18: ساعت تقویم شمسی مجهز به آلارم روزانه و هفتگی 
[دفعات مشاهده : 6506 بار]
 19: صفحه کلید وقفه ای با میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 5224 بار]
 20: کرنومتر دیجیتال با میکروکنترلر PIC با قابلیت ثبت 3 زمان 
[دفعات مشاهده : 5366 بار]
 21: طراحی و ساخت مدارات انتقال دیتا به وسیله ماژول های HMTR + پروژه چت متنی بیسیم 
[دفعات مشاهده : 8181 بار]
 22: سنسورهای حرارت 
[دفعات مشاهده : 7493 بار]
 23: کنترل وسایل برقی از طریق خط تلفن با میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 7532 بار]
 24: ارتباط سریال UART بین دو میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 5811 بار]
 25: گزارش کار آموزی : ماشین های ابزار کنترل عددی CNC 
[دفعات مشاهده : 6116 بار]
 26: کنترل وسایل به کمک ماژول HM-TR و میکرو AVR 
[دفعات مشاهده : 8582 بار]
 27: طراحی و ساخت کنترل از راه دور 1 کانال با کمک ماژول های ASK و آی سی های سری PT 
[دفعات مشاهده : 7113 بار]
 28: مجموعه رفرنس های آموزشی میکروکنترلرهای سری dsPIC 
[دفعات مشاهده : 6564 بار]
 29: مجموعه پروژه های میکروکنترلر AVR با کامپایلر بسکام 
[دفعات مشاهده : 11695 بار]
 30: طراحی و ساخت مدارات انتقال دیتا به وسیله ماژول های HM-T و HM-R با میکرو AVR 
[دفعات مشاهده : 9580 بار]


آخرين مطالب ارسال شده
· روش طراحي و تحليل مدارهاي الكترونيك[ 1 نظر شما چيه؟ - 38957 مشاهده ]
· اصول تلويزيون رنگي[ 0 نظر شما چيه؟ - 17688 مشاهده ]
· نرم افزار DigSilent[ 2 نظر شما چيه؟ - 21050 مشاهده ]
· AVR Tech Lib 2011[ 1 نظر شما چيه؟ - 24552 مشاهده ]
· مجموعه كنفرانس هاي سالينه ميكروچيپ / سال 2009 /[ 2 نظر شما چيه؟ - 22283 مشاهده ]
· آموزش كار با ماژول SIM300CZ با ميكرو AVR[ 4 نظر شما چيه؟ - 24632 مشاهده ]
· مجموعه فيلم هاي آموزشي نرم افزار Altium Designer[ 0 نظر شما چيه؟ - 38295 مشاهده ]
·  سوالات كنكور كارشناسي ناپيوسته 89 - گروه برق[ 0 نظر شما چيه؟ - 19525 مشاهده ]
· لينك دانلود مجله October 2010 / SERVO[ 0 نظر شما چيه؟ - 16749 مشاهده ]
· Catalog CA 01 (10/2009) / International version[ 0 نظر شما چيه؟ - 20800 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]


زبان
انتخاب زبان نمایش :



مطالب جديد
· 1: Altitude Measurement Based on Beam Split and Frequency Diversity in VHF Radar
· 2: A Survey of Adaptive Control Systems
· 3: Characterizing DSN System Frequency Stability with Spacecraft Tracking Data
· 4: نقش مدیریت بار برای کاهش پیک شبکه با استفاده از کنترل صنایع
· 5: Programming And Customizing Pic Microcontrollers
· 6: Observing the State of a Linear System
· 7: COMMISSIONING OF THE PACIFIC HVDC INTERTIE EXPANSION PROJECT
· 8: مدار الکتریکی پارسه فصل سوم با تمرینات
· 9: پیمانکاری خارج از سازمان واطمینان از ایمنی و بهداشتکار
· 10: جزوه سیستم عامل پارسه فصل اول
· 11: Control of Multi-Terminal DC Transmission System Based on Voltage Source Converters
· 12: STATIC VAR COMPENSATOR FROM COXIPO SUBSTATION (BRAZIL)-COMPARISON BETWEEN COMPUTER
· 13: COMMON FIXED POINT THEOREM IN COMPLETE FUZZY METRIC SPACES
· 14: Direction Sensing RFID Reader for Mobile Robot Navigation
· 15: A Finite State Approach to the Synthesis of Bioengineering Control Systems
· 16: تهيه برنامه زمان بندي آزمايشگاه روغن با استفاده از الگوريتم ژنتيك
· 17: استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش متعامل درس الكترونيك صنعتي
· 18: A Novel Approach to Design of Electromagnetic Band Gap as a Microwave Filter
· 19: آموزش برنامه نویسی پرولوگ
· 20: Electrical Machines, Solenoids and Sensors

[ آخرين مقالات ]


ارسال مقاله به سايت

 



...::: Ir-Micro.Com :::... :: View topic - نمايشگاه نقاشي sanam_chz


نمايشگاه نقاشي sanam_chz
Goto page Previous  1, 2, 3 ... 18, 19, 20 ... 23, 24, 25  Next
 
Post new topic   Reply to topic    ...::: Ir-Micro.Com :::... Forum Index -> گفتگوی آزاد Printable Version
View previous topic :: View next topic  
Author Message
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 30 دي ماه ، 1388 13:27:48 Reply with quote Scroll Down to Next postGo to last Post of Page

.................

حقوق گوسفندی 3 !

شیوه ی رد شدن از خیابان ....

گوسفندان برای گذر از خیابان تکنیک های خاصی را پیشنهاد و یا پیشبینی می کنند
برای گذر از یک خیابان صرفا نیاز نیست سریع بود ویا ترسید که از مکان خاصی قصد گذر داریم
بلکه تنها باید توجه داشت که گذر از خیابان نیاز به یکسری ظرافت های دارد که به راحتی نمی توان کسب کرد وسالهل تلاش را می طلبد

اول اینکه چراغ قرمز و سبز یک معیار و ملاک بی خود است و برای انسان های سوسول می باشد نه قشر فرحیخته ی گوسفندان !

توجه داشته باشید برای گذر از خیابان در ابتدای کار و برای حرفه ای شدن باید گروهی این کار را انجام دهید زیرا اکثر رانندگان بی فرهنگ بوده و ممکن است نزاکت خانوادگی خود را به جا اورده و یا تمامی اقوام و اشنایان و خانواده محترم شما را بهتان یاد اور شوند تا مبادا برای صله رحم کسی را از قلم بیاندازید
(برای این کار پیشنهاد داده می شود که یک عدد قلم و کاغذ در دست داشته باشید و تمامی اسامی اقوام خود را در ان بنویسید تا همیشه به خاطر داشته باشید برای صله رحم!!!!)
ویا این رانندکان از شما گوسفند تر باشند و اصلا ترمز را ندانند در کجاست !!

برای رد شدن از مکان مقدس خیابان ابتدا می ایستید
نفس عمیقی می کشید و تمرکز می کنید و به سرعت قدم برمی دارید توجه داشته باشید که این روش برای خیابان های کمی شلوغ می باشد نه خلوت !! ویا ترافیک !!
زیرا تاثیر ندارد و امری که ما مد نظرمان ست که همان نیات و پلید گوسفندی است اجرا نمی شود ...
پس از تمرکز و نیت کردن به راه می افتید و قدم بر روی اسفالت گذاشته و از خیابان گذر می کنید در این حین ممکن است رانندگانی زیاد به حضور شما در وسط خیابان توجه نداشته باشند و راه صراط مستقیم خود را ادامه دهند
با اینگونه رانندگان در نیافتید زیرا صدمه جانی گوسفندی وارد می کنند
(ما خود چند تن گوسفند را در راه فهمیدن این امر قربانی کرده ایم تا حل مسائلی باشد !!! )
و اما به راحتی خیره به چشمان رانندگان می شوید و مصمم به انها نگاه می کنید توجه داشته باشید برای کم کردن رویه تمامی راننده ها این امر ضروری است که از جایتان تکان نخورید البته نه به صورت کامل !!
اگر سرعتشان را کم کردند با حرکت ایش وار ! گذر کنید ولی اگر به شما رسیدند و تمرمز زدند حتما حرکت ایش وار را سریع انجام دهید و گذر کنید که مبادا باز به شما خانواده و اقوامتان را یاداور شوند !!

اگر در حین گذر چند ماشین با هم و در کنار هم امدند توصیه ی گوسفندی می گوید :
اشهدت رو بخون... !
اما اگر بتوانید خود را به گونه ای کوچک کنید که از لای درز باریک بین ماشین ها رد شوید خیلی معرکه می شود اما اگر بتوانید... که در این حالت معمولا قید پاهای خود را بزنید زیرا قطعا له خواهند شد!!

پس از رسیدن به بلوار حتما از رویه علف ها رد شوید زیار در غیر این صورت دیگر گوسفند مورد خطاب قرار نمی گیرید بلکه به شما لفظ ننگین دیوانه را خواهند گفت واین دور از شعون گوسفندی است!

در هنگام گذر از خیابان اگر راننده ای رد شد و شما نتوانستید به موقع برسید تا جلویش را بگیرید به گونه ای از کنارش رد شوید تا کاملا راننده احساس کند که شما را زده است
(زیرا بسیا ر حال می دهد !! ان هم در زمانی که راننده هل می کند !! )

اما اگر در مکان های بودید که پلیس زحمت کش راهنمای و رانندگی در انجا مستقر بود به انها سلام کرده و خسته نباشید بگو یید و گذر کنید...
توجه داشته باشید اگر این حرکت را انجام ندهید شما را به جرم ریختن کرم در خیابان و توجه نکردن به علایم ادمک سبز رقصان راهنمای و رانندگی جریمه خواهد کرد اما اگر موارد مذکور را رعایت کنید به جان شما به گوسفند بودنتان قسم خورده و در کف شما می مانند و یادشان می رود جرمه تان کنند ...!!!

در ضمن اگر راننده ای خواست به شما خانوادتان را یاداور شود می توانید به همین پلیسان متوصل شوید و برای نشان دادن کاز زشت و قبیح راننده سری تکان داده و به پلیس نگاه کنید و راه خود را ادامه دهید مطمئن باشید که راننده عزیز فوق الذکر جریمه خواهد شد ....
زیرا که پلیس حافظ جان گوسفندان و ادم ها می باشد ( مخصوصا گوسفندان )

و اما اگر در حین ارتکاب جرم گذر از خیابان به راننده پلیس گشت 110 برخوردید اصلا نترسید زیرا از همه بی ازار تر همین موجودات نجیب می باشند !!!!
می گویید چطور ؟! زیرا :
وقتی گشت مقدس 110 از دور در حال نزدیک شدن بود خود را مماس با ان قرار داده و با لبخندی ملیح به گونه ای که همه ی 36 هزار دندان مبارکتان بیرون زده باشد از وی استقبال کنید این گشت مقدس 110 اینقدر با نزاکت است که سرجایش می ایستد و به شما تعارف می زند بروید
ولی شما باستید !! زیرا که نزاکت گوسفندی ایجاب می کند اول بزرگتر ها !!!!!
(حال اینکه چگونه ؟؟؟؟!!! بماند !!!! )
ولی اگر پلیس مذکور احتمام ورزید و شما را ترقیب به رد شدن کرد به واسطه ی بوق ... باز هم بمانید و در ضمن اصلا لبخند تان را فراموش نکنید
ممکن است مامور محترم در داخل بلندگوی بغالی خود فریاد بزند... شما نیز بمانید !!!
اما اگر از ماشین پیدا شدند اول بگویید: امضا نمی دی؟!
ولی اگر مشاهده کردید دست به کمر شد تا خودکار بزرگ امضایش را از جایش دراورد سریع و به سوعت برق مکان را ترک کرده زیرا امضایشان بسیار سنگین می باشد
هر چند ما تلاش کرده ایم که به این پلیسان زحمت کش بفهمانیم اول بزرگتر نشد!!
و نزاکت گوسفندی زیر سوال رفت
اشکالی ندارد زیرا جان گوسفندی شما بسیار با ارزش تر است تنها همین مقدار برای نشان دادن شعور گوسفندیتان کا فی می باشد

و در اخر بگوییم که این خاطرات و متن های شگفت انگیز گوسفندی تنها در حد بیان می باشد و اصلا قصد و اراده ی ما اموزش نیست ( به مرگ شما !!) و هر گونه کپی و یا تقلید از این رفتار گوسفندی ما را بری الذمه کرده چون ما قبلا اتمام حجت کرده ایم

گوسفند بودن حرفه ای ست و هر کسی نمی تواند گوسفند شود تمرکز و دقت و سالها تلاش و تحقیق می خواهد...

باز نیز در اخر برای شفای این گوسفندان دانشگاه مذکور دعا کرده
و اگر دعا بی اثر است برای بالا رفتن درک و شعور اطرافیان دعا کرده زیرا که گوسفندان گوسفندند پس دیگران بفهمند چه اشکالی دارد کلا ؟؟!!!!

محقق و تحلیلگر : sanam_chz
مقدمه ای بر حقوق گوسفندی
به قلم گوسفند اعظم

Back to top
View user's profile Send private message
steghlalt
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Apr 05, 2009
Posts: 67





801979.98 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388 13:16:34 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلا م به بچه های فعال نمابشگاه
خسته نباشید
چرا اینجا اینقدر ساکته؟ یک هقته است هیچ پستی ارسال نشده
اتفاقی افتاده؟
صنم جان منتظر طرح های قشنگت هستیم

Back to top
View user's profile Send private message
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388 19:00:59 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام و خسته نباشید به همه بچه های سایت

چه خبری از این بدتر که امتحانات منه....................!!! Crying or Very sad

البته بچه ها که از خداشونه من ساکت باشم ....... Mr. Green

شرمنده همه هستم راستش الان فقط تمام تمرکزم رو امتحانه البته نه تلقب ها..........
:D

ان شاا... زودتر از خجالت همه هم در بیام
واسه ما هم دعا کنین


بدرود

Back to top
View user's profile Send private message
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388 19:25:55 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

......

شعر عاشقانه گوسفندی ......!!

در میان خیال سرد خودم مثل هر ادم قدم می زدم
خیابان خالی بود و باران ارام و نم نم می زد ! اما به کجا؟! نمی دانم فقط می دانم می زد!!
صدای زدنش در برابر شیشه ها می شکست !
خیره به کفشهایم بودم .... چقدر کهنه شده اند !!
اما صدای گوش خراشی مثل چکش حواسم را پرت کرد و پرت شدم به ان طرف خیابان که کسی گذر می کرد....
اه دلم.... !
ان تو بودی..! با چکمه های پاشنه میخی 15 سانتی
که تا بالای زانوات امده بود
و ان پالتوی که پوشیده بودی به گمانم از خواهر کوچکت گرفته بودی ! چقدر تنگت بود!!!!!!!!!!!!!!!!!
بمیرم برایت .... شالت هم که کوچکت شده است ..... چرا ؟!
وای بر تمامی شال ها......
_تو مو می بینی و من پیچش مو ...!!!!!!!!!!!!!!! _
بگردم ان مزه های قد سروت را .....
چه رنگین کمان زیبای پشت پلکت است
بشکند دست ارایشگری که ابروهایت را خراب کرده است !! بقیه ابرویت کو؟؟!!!
وای چه چشمان عجیبی داری!!
به یاد زیان اقا رضا بغال افتادم .. مثل همان ها درشت و روشن است
و به اندازه تمام لامپ های سوخته ی حیاطمان برق می زند!!
اما گمان می کنم در چشمت چیزی رفته است !! چرا مدام چشمک می زنی؟!
بیا تا با تمام احساسم چشمت را فوت کنم تا ان اشغال بیرون بیاید....
ای باد بی حیا ... چرا هوا سرد است و باد می اید ؟؟؟ شالت را برد !!!
حتی باد هم چشم دیدن تو را ندارد
خدا مامور شهرداری زحمت کش محله مان را خیر دهد جلوی باد را با جارویش گرفت تا شالت نیافتد....
کاش بدانم خانه تان کجاست ! تا برایت یک پالتو بلند و خوب بیاورم
پول که ندارم پالتوی مادر بزرگم را برایت می اورم خدا رحمتش کند زن خوبی بود...
اه ای قطرات باران بر سرش نریزید خیس می شود ببینید .... نمی دانم چرا رنگین کمان پشت چشمانش از رویه گونه هایش در حال ریختن است .... ؟؟!! مثل بوم نقاشی شده ای ای عشق من......
به کجا چنین شتابان ؟!
نرو ...!
دستت را گرفتم تا نروی ! و تو مرا نوازش کردی ...
اینقدر با عشق و محبت مرا نوازش کردی که هنوز ردش می سوزد...
می دانم همه اش از عشق و علاقه است ... این سوزش قلب من است !!
نه اینکه گونه ام سرخ و کبود نشده است !!
ترانه ای از دل سر دادم
نگاهم کردی .... چقدر با ان نگاه و رنگین کمان ریخته ات ضایع بودی ولی من به دید عاشقانه نگریستم... خودمونیم زیبای ندیدم ...!!!!!
گفتم حالا که اصرار میکنی برو خوب چرا نگاه می کنی ؟!

به جلویم امدی و
محکم به سرم زدی و گفتی خاک تو سرت !!

و تو رفتی و هنوز من از عشق تو خاک بر سرم.............................. !

درامد : از کتاب > قدم قدم در وادی های عاشقانه به یاد تو من بودم تنها و تو می رفتی کجا؟! نمی دانم وایستا.....
به قلم گوسفند اعظم

Back to top
View user's profile Send private message
saleh_chz
مدیر انجمن
مدیر انجمن

Joined: Jan 10, 2008
Posts: 2582




Location: مشهد
3049681.20 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388 22:35:41 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

به نام خدا

دعوت قلم

ـــ چه شده ؟ آنهمه داد و فغان ها از بهر چه بود ؟ هان ای قلم ؟ تو بگو ای برگ ؟ ساعت هاست که مرا فرا می خوانید . خوب ، بگویید ؟ پس از مدت ها سکوت حال چه فریاد بر آورده اید ؟ به راستی که چون دستی ندارید اینگونه فریادم می زنید . باشد ! اینهم دست . در اختیارتان است . می نویسد داغ دلتان را . حکایت شیونتان را .
ـــ ای کاتب ! تو را چه شده است ؟! دیگر وجدانت بیدار نمی شود ! چه به خوردش داده ای ؟! راستش را بگو تاحکم جهنمت صادر نکردم ! یادت باشد من کسی هستم که پروردگار بر من قسم یاد کرد . پس مبادا فکر چیزخور کردن مرا هم در سر بپرورانی !
مدتیست که سکوت کرده ایم . مدتیست که هر چه می خواهی می کنی و ما نظاره می کنیم . مدتیست که دنیایی را به آشوب کشانده ای . با دست دیگرت گوش ات را بگیر و بکش! اغماض مکن که اگر دستی داشتم دل از گوش ات می بریدی ! آیا به خود فکر کرده ای ؟ آیا فکر کرده ای که چرا مهدی می خواهی ؟ چه فرقی بین تو و شن های این حیاط غربیست ؟ آنها هم برای مهدی فاطمه دعا می کنند . که اگر چشمی داشتند از اشکشان غرق خواهی شد . همانطور که اگر من دستی داشتم سیلی ای هوشیار کننده به رخت خواهمی نواخت .
تو هم دعا می کنی ، فلک هم دعا می کند. تو از بهر خودت ، فلک برای مهدی . تو هم نماز می خوانی ، موجودات هم نماز می خوانند . لیک آنها رو به پروردگار ، تو رو به دیوار ! بهوش باش ای کاتب! بهوش باش که با خون خود می نویسم که پایان خون قلم پایان عمرش است . پس به گوش گیر.
درست است که همه ی فرستادگان پروردگار آمدند تا هادی به حق باشند ، درست است که همگی آمدند تا عدالت بیاورند ، ظلمت بزدایند و سعادت بنمایند و مهدی نیز. اصلا هدفشان هم همین بوده است .ولی ای کاتب ! تو چقدر برای مهدی دعا کرده ای ؟ چقدر برای مهدی و چقدر برای خود مهدی دعا کرده ای ؟ آیا فکر کرده ای مهدی چگونه باید بیاید ؟ اندیشیده ای که مهدی چه می کند؟ فقط بیاید و لقمه ی سعادت را در دهانت بگذارد ؟ بیاید و دنیا را برایت گلستان کند و تو هیچ ؟! حتی دعایی برای دل دردمندش نکنی؟ حتی فدایی برای آمدنش نشوی ؟! همین ؟!
از قلمی که تنها نوشتن تواند ، همین بس که حق بنویسم و خونم را به پای حرف حق تمام کنم . شهادت دهم و شهید شوم . ولی تو چه ؟ تویی که پروردگارت دو دست توانمندت داده تا سرقت نکنی ، چشمانی داده تا نظر حرام نکنی ، پایی داده تا خطا نروی ، زبانی داده تا ناحق نگویی ، نفسی داده تا بوی الکل ندهد ، گوشی داده تا غفلت نکنی و ....
آخر ای کاتب اگر تمام این که گفتم بکنی تازه هیچ خطا نکرده ای ! پس کی می خواهی وفا کنی ؟ چه کار مثبتی می خواهی انجام دهی ؟ کاتب ! به یمن دستی که داری کاری بکن .
کاتب ! آیا سیصد و سیزدهمین می شوی ؟

کاتب و تنها سکوت
در ژرفای اندیشه ای
چشمانم محو
مات و مبهوت
این قلم است ؟
مرا چه شده است ؟
چه می گویی قلم ؟
من صالحم
این هم وجدان ، شاهدم
برخیز وجدان !!
حالا چه وقت خواب است ؟!!

حیاط غربی
6/11/88
4بامداد

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 9 بهمن ماه ، 1388 16:03:15 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

......

قوانین گوسفندی ..... !

((فالبحث المکان المقدس الدانشگاه ))

ماده 1 از هزار و اندی ماده قبلی :
تمامی گوسفندان مبرا از قوانین انسانی بوده و هیچ قاعده ای درباره ی انها صادق نیست جز علف !!
تبصره 1:هیچ موجود دیگری از انسان تا خران وگاو ها و گوساله ها و بزغاله ها حق هم طراز بودن با گوسفندان را ندارند
توضیحت المسائل تبصره 1 از ماده 1 : بر حسب طبقه بندی فهم و شعور :
خر : موجوداتی بسیار درس خوان که کتاب را می خورند به جای اینکه بخوانند همیشه سر کلاس ساکت هستند و حرف نمی زنند بعضی از خران همیشه لبخندی ملیح بر لب دارند و یا مثل یک عدد شلغم در حال جوش و یا سوخته نگاه می کنند اینها موجوداتی هستند که اصلا نباید طرف صحبت قرار بگیرند و یا اگر صحبتی با انها شود باید چند بار تکرار کرد ( بیش از 2 بار )
گوساله ها : نمی دانند درس چیست ! گاهی استاد را با دانشجویان اشتباه می گیرند همیشه سوتی می دهند ولی نمی دانند چگونه ؟! برای صحبت کردن با این افراد باید حتما 2 بار تکرار کنید و تا لفظ گوساله را بکار نبرید متوجه نمی شوند که با انها یید و همیشه نیششان تا بناگوش باز است و دیرتر از دیگران مسائل را درک می کنند
گاوها : موجودات فرهنگی هستند ولی نمی توان با انها رمزی صحبت کرد نمی فهمند منظورتان چیست زود تابلو می کنند در حالت معمولی بوده و کمتر عیب و ایرادی دارند و کمتر دیده می شوند که بتوانند از خود سریع و قاطع دفاع کنند
بزغاله : یک فحش است !!
گوسفند ها : موجوداتی بسیار با شعور و با فهم و با درک بوده بسیار به اساتید علاقه دارند گاهی خود را با استاد اشتباه می گیرند و در مسند استاد می نشینند اینقدر این موجودات با فهم و شعور هستند که منظورات سخن شما را جلوتر برداشت کرده حتی اگر حرفی بزنید که منظوری نداشته باشید به منظور می گیرند و حتی ان را هم به شما می فهمانند ! بسیار علاقه دارند حرف بزنند با اشاره صحبت می کنند و به دست و پاچه عشق می ورزند به گونه ای که برای همه دست می گیرند و اگر نشد پاچه ...!!و تعداد انها بسیار کم است و گونه ای نایاب هستند
تبصره 2 : گوسفندان در هر کجای که باشند قوانین خاص گوسفندی خود را دارند و در هر لحظه و مکانی می توانند به مواد این قوانین بیافزایند
تبصره 3: نداریم !
ماده 2 از هزارو اندی و1 ماده قبلی :
دانشگاه محل خنده نیست می توانید در انجا درس بخوانید می توانید تدریس کنید می توانید استاد باشید می توانید دانشجو هم باشید
تبصره 1 : هر چیزی می توانید در دانشگاه باشید به غیر از رئیس دانشگاه !!
توضیحت المسائل تبصره 1 از ماده 2 : با رئیس دانشگاه شوخی نکن خطریه !!
تبصره 2 : بسیج ورزن جدید رئیس دانشگاه است !! که مانند تک سلولی ها فراوان می باشند
توضیحت المسائل تبصره 2 از ماده 2 : فقط می بینند و کمتر توانای دارند و... بماند !! شوخی نکنید بد است !! خیلی بد !! بسیار جدی می گیرند همه چیز را !!!
تبصره 3 : نداریم !!
تبصره 4 : ارجاع داده می شود به ماده 3 !!
ماده 3 از هزار و اندی 2 ماده قبلی :
استید مردمان خوبی هستند و بسیار زحمت می کشند وقتی التماس می کنند اگر در توانتان هست ساکت شوید
تبصره 1 :سکوت برای گوسفندان معنی ندارد !!
تبصره 2 : اگر مجبور به سکوت بودید می توانید از اعضای دیگر بدنتان استفاده کنید
توضیحت المسائل تبصره 2 از ماده 3 : استفاده از اعضای بدن به غیر از دهان از جمله کشیدن بینی به بالا و پایین به انواع و طرق مختلف ! کشیدن دست و پا به جهات مختلف برای نشان دادن خستگی کوبیدن پا به صندلی خود جلو و کناری و یا کف ! هل دادن صندلی رو به روی به جلو ... زدن خودکار به صندلی و یا دفتر و کتاب و جزوه و کاغذ های تمسخره اساتید مجرب و مجرد و .... کلاا یجاد کردن هر گونه صدا و یا حرکاتی که باعث پرت شدن حواس استاد و یا دانشجویان شود
تبصره 3 : چشت دراد . نداریم !!
ماده 4 از هزار و اندی و 3 ماده قبلی :
گوسفندان در هر کجای که تمایل دارند غذا میل می کنند به جز اتاق رئیس دانشگاه و دفتر بسیج
تبصره 1 : کافی نت دانشگاه تریای خصوصی گوسفندان است !
توضیحت المسائل تبصره 1 از ماده 4 : هیچ موجودی از انسان تا خران و ... حق گیر دادن به امر خطیر خوردن گوسفندان را ندارند
تبصره 2 : کامپیوتر غذا نمی خورد لطفا به ان غذا ندهید
تبصره 3 : چون تا حالا چشت درومده تو خماریش همچنان بمون . نداریم !!
تبصره 4 : یه سوال :چرا کافی نت سطل اشغال ندارد؟؟؟!!
توضیحت المسائل تبصره 4 از ماده 4 :پنجره که دارد !!! تازه پشت کیس هم جا هست !! و یا اینکه می توانید بیاندازید پشت سرتان !!! کسی نمی بیند....
ماده 5 از هزار و اندی 4 ماده قبلی :
گوسفندان مختارند در هر مکانی که تمایل دارند عبور و مرور کنند
تبصره 1 : به جز دفتر رئیس دانشگاه و دفتر بسیج
بتصره 2 : تنها اجازه دارند تا دم در دفاتر ذکر شده در تبصره قبلی بروند و نه جلوتر
تبصره 3 : دلت بسوزه . نداریم !
ماده 6 از هزار و اندی و 5 ماده قبلی :
گوسفندان می توانند کارت دانشجوی خود را نشان ندهند به میل و عشق خودشان است
تبصره 1 : انتظامات می شناستشان !
تبصره 2 : کارت دانشجوی سبز بوده و از بین رفته است ممکن است دیگر کارت نداشته باشند !!
توضیحت المسائل تبصره 2 از ماده 6 :گوسفندان به علت هم رنگ بودن علف و کارت دانشجوی می توانند از عمل جایگزینی استفاده کنند انتظامات درک و شعور بالا دارد می فهمد !
تبصره 3 : حال می کنم حالتو بگیرم . دلت بسوزه . نداریم !!
ماده 7 از هزار و اندی 6 ماده قبلی :
گوسفندان هر گاه تمایل داشته باشند می توانند به دانشگاه بیایند و یا خارج شوند به کسی مربوط نیست
تبصره 3 : نداشتیم !!!
ماده 8 از هزار و اندی و 7 ماده قبلی :
اساتید حق پرسیدن درس از گوسفندان را ندارند
تبصره 1 : گوسفندان هر گاه تمایل داشته باشند می توانند از اساتید سوال بپرسند
توضیحت المسائل تبصره 1 از ماده 8 :این سوالات می توانداز درسی تا خصوصی و شخصی را شامل شود !! نظیر چند تا بچه دارین ؟! استاد چند سالتونه ؟! استاد جون ما این تن بمیره واقعا دکترا داری ؟! استاد همیشه وقتی می یان دانشگاه ماشینتون رو کجا پارک می کنین ؟! استاد می شه از اول درس رو توضیح بدین ما نفهمیدیم !!!!؟؟؟
تبصره 3: برو خدات رو شکر کن که . نداریم !!
ماده 9 از هزار و اندی و 8 ماده قبلی :
گوسفندان سادیسمی نیستند !!
بتصره 3 : نداریم !!!!!!!!!!!!!!!!!

محقق : sanam _ chz
قوانین خاص گوسفندی
به قلم گوسفند اعظم
(( به تصویب هیات گوسفندان ))

Back to top
View user's profile Send private message
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388 01:24:05 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سهراب سپهری

روزی خواهم آمد

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا در داد ای سبدهاتان پر خواب سیب آوردم سیب سرخ خورشید
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ
دوره گردی خواهم شد کوچه ها را خواهم گشت جار خواهم زد : ای شبنم شبنم شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست دب کبر را بر گردن او خواهم آویخت
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ? دل ها را با عشق سایه ها را با آب شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آب خواهم داد
خواهم آمد پیش اسبان ? گاوان ? علف سبز نوازش خواهم ریخت
مادیانی تشنه سطل شبنم را خواهم آورد
خر فرتوتی در راه من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388 01:48:07 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

آدم های کوچکی که می خواهند ادای آدم های بزرگ را در بیاورند ، سکوت می کنند . سکوت ، کار ِ ادم های بزرگ است . اگر آنقدری بزرگی که می توانی سکوتت را تا گور ببری ، سکوت کن .. اگر نه ، سکوت کردن از آدم های کوچکی مثل تو ، یک آدم ِ کینه جو می سازد که از تمام ِ عالم و آدم طلبکار است و تقصیر ِ تمام مشکلاتش را گردن ِ این و آن می اندازد .
آدم همیشه باید پای درست و غلط کارهاش بایستد. و این همان چیزیست که آدم را بزرگ می کند .. رشد می دهد ... می سازد .. ارزشمند می کند .. یا برعکس ...

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388 01:55:13 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

حقیقت را ذبح هر دروغی می کنند! دروغی به حقارت حصارهای بلند اطرافشان و به پستی روحشان ، به ذلالت دلهای حقیرشان که شکستن دلهای پاک بیشماری را نمیفهمد و دست و پا زدنهای حقیرانه ای برای فرو رفتن بیشتر در گندابهای پردروغ و ناشی از انباشتگی حقوق لگدمال شده ای که فکر پرداخت آن گویی به قیامت موکول شده است...



یامهدی ادرکنا

یامولا ادرکنا

اینجا به نام تو حقیقت را گردن میزنند، منتقم باش و بر ایشان سخت بگیر.آمین

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388 22:06:32 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

فهميدن عشق راچه مشكل كردند
ما را ز درون خويش غافل كردند
انگار كسى به فكر ماهی ها نيست
سهراب! بيا كه آب را گل كردند

Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
kamran_kelkian
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Oct 25, 2009
Posts: 335




Location: دورود
350331.92 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388 22:25:09 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page





شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد

خبر از دل پر درد گل یاس نداشت

باید این طور نوشت:

هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی

[color=red]

اجباریست

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388 19:59:39 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام
...

گاهی ما ادم ها از یه چیزای خسته می شیم...
اون می تونه یه شئی باشه یا یه ادم یا شاید یه مکان یا حتی یه خاطره ..
بعضی اوقات اونقدر از وجود یا حضور اون خسته می شیم که دیگه نمی خوایم اون رو ببینیم یا اونجا باشیم یا بهش فکر کنیم ...
و همیشه فراموش می کنیم یه زمانی اون ارزوی ما بود....
یا یه حسرت که همیشه واسه داشتنش جون می کندیم...
و هیچ وقت هم یادمون نمی یاد که یه زمانی اون خواستنی بود !

گاهی واسه بزرگ نشون دادن پر اهمت جلوه دادن کسی یا چیزی تمام زحمت خودمون رو می کشیم
اما دقیقا لحظه ای که اون می خواد خودش رو نشون بده دلمون می خواد دیده نشه....
دلمون می خواد دست و پاش بشکنه و دیگه رشد نکنه
یا چی می شه از اینجا بره؟! یا .....
چرا؟

بعضی اوقات که داریم ارزو می کنیم با خودمون می گیم مگه تو خوابمون ببینیم
اما یهو و خیلی عجیب بهش می رسیم...
پس چرا دیگه نمی تونیم ادامه بدیم ؟! چرا نمی شه ادامه داد؟!...

من خیلی چیزا از خدا خواستم که هیچ وقت فکر نمی کردم بهش برسم .. اما به طرز عجیبی بهش رسیدم...
یکی از ارزو هام همین جمع شیرین و صمیمی بچه های این سایت بود چون همیشه صالح تعریفشو واسم می کرد! اما چون الکترونیکی بود فکر هم نمی کردم بتونم عضو بشم...!
هر چند حضورم اصلا مفید نبوده و نیست و اصلا داخل ادم حساب نمی شم ( هه هه هه ! ) ولی بازم برام قشنگ بود...
و هیچ وقت فکر نمی کردم که بتونم یه جای هر چند کوچیک این طرحا رو به نمایش بزارم چه برسه به همچین جای بزرگی....
من این سایت رو دارم ! من یه عالمه دوستای خوب دارم ! و اینا همه رو مدیون برادرم صالح هستم...

اما الان زمانی رسیده که فکر می کنم بهتر باشه این جمع بزرگ و مهربون و صمیمی سایت رو ترک کنم
نمی دونم می تونم از این جمع دور باشم یا نه .... ولی حداقل یه مدتیش لازمه....

نه دلم برای نمایش دادن طرحا تنگ می شه نه واسه حرف زدن تو این تاپیک...
اما دلم برای این جمع تنگ می شه دلم برای شنیدن حرفای شیرین قشنگ غمگین یا شاد بچه ها تنگ می شه....

این دفعه دیگه کامیپوترم خراب نمی شه شاید این دفعه خودم خراب شدم و دیگه نمی تونم بیام....

همیشه وقتی یه جا یه مدت طولانی نمی رم و وقتی منو می بینن می گن چه عجب از شما ! می گم رفتم و نبودم تا دلتون واسم تنگ بشه تا شاید بیشتر منو تحمل کنین ! خوب منم دارم می رم تا اگه وقتی اومدم دلتون واسم تنگ شده باشه ... !!!!! ( هه هه شوخی )

هر چند دلی برای ما تنگ نمی شه ..
کی دلش برای رهگذر کوچه ها تنگ می شه...
کی دلش برای کلاغ پر سر صدای باغ همسایه تنگ می شه....

...
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهای خود را در اب
اب در حوض نبود
ماهیان می گفتند
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی
همت کن و بگو
ماهی ها حوضشان بی اب است ..
...

از همتون ممنونم که منو تو این مدت تحمل کردین
از همه ممنونم که منو همیشه همراهی کردن و نزاشتن تاپیک گالری تنها بمونه ( هر چند این گالری هم مال من نبود )

برای منم دعا کنین اگر در تپش باغ خدا رو دیدین
که حوض خیالم تنهاست ...

موفق و پیروز باشید
خدانگهدار

Back to top
View user's profile Send private message
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388 23:00:49 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام

بابا اشك بچه هاي اين تاپيك رو كه درآوردي با اين خداحافظي تلختون


Quote:
هر چند حضورم اصلا مفید نبوده و نیست و اصلا داخل ادم حساب نمی شم ( هه هه هه ! ) ولی بازم برام قشنگ بود


اين چه حرفيه ؛ خدا وكيلي اگه لااقل نصف بچه هاي اين سايت فعاليت و شور و اشتياق شما رو ميداشتن الان اينجا چي ميشد !


Quote:
اما الان زمانی رسیده که فکر می کنم بهتر باشه این جمع بزرگ و مهربون و صمیمی سایت رو ترک کنم
نمی دونم می تونم از این جمع دور باشم یا نه .... ولی حداقل یه مدتیش لازمه


به هر دليلي كه هست ايشالا موقتي باشه و زودتر برگردين و به اينجا رونق بديد

Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
kamran_kelkian
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Oct 25, 2009
Posts: 335




Location: دورود
350331.92 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388 09:19:43 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad crybaby crybaby crybaby crybaby crybaby
Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388 22:31:19 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

وفات نبي مكرم اسلام را به همه دوستان تسليت ميگم :



حک کرد خدای هر دو عـالـم بر کوه و زمین و دشت و دریا
بر سینه و قلب هر مســلمـان بر سردر زیب عرش اعلی
کآورده ام از وجود مســجــود خلقی به پیمبریّ دنیا
تا گشت زمیــن ز او فــروزان بشکافت ز جای کاخ کسری
تزویـج نـمود با خــدیــجــه از افضل بانوان تقوا
چل سال گذشت از ظهــورش کآمد زفلک صدای شیوا
جـبریل بــخواند بــــر دل او آیات نخست از علق را
با گفتن ایــن ســخــن ز الله گشتی تو رسول حق تعالی
دادیم به تو رســــالت خــود وا گو تو به خلق این سخن ها
پنهانی و در میان اقـــــــوام آن گه بکنش تو آشکارا
نامد ز کسی ندای پیونــــــد جز سرور مرتضی و مولا
دیگر همگی ز روی احمـــــد کردند مخالفت دریغا
«ای مظهر قدرت خـــدایـی» ای حافظ آن کتاب والا
«ققنوس» چه گوید از وجودت کوته کنم این سخن بهارا

Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 25 بهمن ماه ، 1388 23:11:56 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page



شهادت امام رئوف رو به تمام شيعيان تسليت ميگم



چه سبز می‌شود دلم! چو می‌کند هوای تو
خـوشـا دلی کـه می‌تـپـد، همــاره از برای تو


خوشا دلی که جز رضا دمی رضـا نـمی‌شود
در آتش است دم به دم به عشق جانفزای تو


کبـوتــر دلــم بـبـیـن چـه عـاشقـانه پرکشد
در آسمـــــان آبـــی خــیـــال دلــگـشــای تو


مـرا بـخــوان بــه درگهت کــه بـیقرار بودنم
تـــمـــام هســتی‌ام «رضا» نثار خاک پای تو


گُـل ستــاره می‌دمـد به یادت از دو دیده‌ام
قـسـم بـه حـرمتت رضا، رضای من رضای تو


ز مهـــربــانی تو من چه قصه‌ها شنیده‌ام
ز لـطــف بــی‌نـهـایت و ز بخشش و عطای تو


در انتظار مانـده دل، دل غریـب «نسترن»
امــیــد آنــکه می‌رسـد بــه درد مـن دوای تو





نسترن قدرتی > گروه دين و انديشه > تبيان

Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 27 بهمن ماه ، 1388 01:52:31 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

sanam_chz wrote:
سلام
...

گاهی ما ادم ها از یه چیزای خسته می شیم...
اون می تونه یه شئی باشه یا یه ادم یا شاید یه مکان یا حتی یه خاطره ..
بعضی اوقات اونقدر از وجود یا حضور اون خسته می شیم که دیگه نمی خوایم اون رو ببینیم یا اونجا باشیم یا بهش فکر کنیم ...
و همیشه فراموش می کنیم یه زمانی اون ارزوی ما بود....
یا یه حسرت که همیشه واسه داشتنش جون می کندیم...
و هیچ وقت هم یادمون نمی یاد که یه زمانی اون خواستنی بود !

گاهی واسه بزرگ نشون دادن پر اهمت جلوه دادن کسی یا چیزی تمام زحمت خودمون رو می کشیم
اما دقیقا لحظه ای که اون می خواد خودش رو نشون بده دلمون می خواد دیده نشه....
دلمون می خواد دست و پاش بشکنه و دیگه رشد نکنه
یا چی می شه از اینجا بره؟! یا .....
چرا؟

بعضی اوقات که داریم ارزو می کنیم با خودمون می گیم مگه تو خوابمون ببینیم
اما یهو و خیلی عجیب بهش می رسیم...
پس چرا دیگه نمی تونیم ادامه بدیم ؟! چرا نمی شه ادامه داد؟!...

من خیلی چیزا از خدا خواستم که هیچ وقت فکر نمی کردم بهش برسم .. اما به طرز عجیبی بهش رسیدم...
یکی از ارزو هام همین جمع شیرین و صمیمی بچه های این سایت بود چون همیشه صالح تعریفشو واسم می کرد! اما چون الکترونیکی بود فکر هم نمی کردم بتونم عضو بشم...!
هر چند حضورم اصلا مفید نبوده و نیست و اصلا داخل ادم حساب نمی شم ( هه هه هه ! ) ولی بازم برام قشنگ بود...
و هیچ وقت فکر نمی کردم که بتونم یه جای هر چند کوچیک این طرحا رو به نمایش بزارم چه برسه به همچین جای بزرگی....
من این سایت رو دارم ! من یه عالمه دوستای خوب دارم ! و اینا همه رو مدیون برادرم صالح هستم...

اما الان زمانی رسیده که فکر می کنم بهتر باشه این جمع بزرگ و مهربون و صمیمی سایت رو ترک کنم
نمی دونم می تونم از این جمع دور باشم یا نه .... ولی حداقل یه مدتیش لازمه....

نه دلم برای نمایش دادن طرحا تنگ می شه نه واسه حرف زدن تو این تاپیک...
اما دلم برای این جمع تنگ می شه دلم برای شنیدن حرفای شیرین قشنگ غمگین یا شاد بچه ها تنگ می شه....

این دفعه دیگه کامیپوترم خراب نمی شه شاید این دفعه خودم خراب شدم و دیگه نمی تونم بیام....

همیشه وقتی یه جا یه مدت طولانی نمی رم و وقتی منو می بینن می گن چه عجب از شما ! می گم رفتم و نبودم تا دلتون واسم تنگ بشه تا شاید بیشتر منو تحمل کنین ! خوب منم دارم می رم تا اگه وقتی اومدم دلتون واسم تنگ شده باشه ... !!!!! ( هه هه شوخی )

هر چند دلی برای ما تنگ نمی شه ..
کی دلش برای رهگذر کوچه ها تنگ می شه...
کی دلش برای کلاغ پر سر صدای باغ همسایه تنگ می شه....

...
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهای خود را در اب
اب در حوض نبود
ماهیان می گفتند
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی
همت کن و بگو
ماهی ها حوضشان بی اب است ..
...

از همتون ممنونم که منو تو این مدت تحمل کردین
از همه ممنونم که منو همیشه همراهی کردن و نزاشتن تاپیک گالری تنها بمونه ( هر چند این گالری هم مال من نبود )

برای منم دعا کنین اگر در تپش باغ خدا رو دیدین
که حوض خیالم تنهاست ...

موفق و پیروز باشید
خدانگهدار
سلام صنم جان عزيز و دوست داشتني. وافعا اين حرفها رو جدي زدي؟ چرا؟ يعتي اين قدر ما..................
كه ميخواي بري آخه چرا؟
من دلن براي هيچي كه تنگ نشه براي متنهاي فوق العاده قشنگت تنگ ميشه.آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
crybaby crybaby crybaby crybaby

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 27 بهمن ماه ، 1388 01:53:25 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

دردهاي من جامه نيستند
تا ز تن در آورم
جامه و چكامه نيستند
تا به رشته سخن در آورم
نعره نيستند
تا زناي جان بر آورم
دردهاي من نگفتني
دردهاي من نهفتني است...........


قيصر امين پور

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 7 اسفند ماه ، 1388 13:23:44 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

دانستن کافی نیست، باید به دانسته خود عمل کنید. (ناپلئون هیل)


ماه را هدف قرا ر بده تا اگر هم به خطا رفتی جایی میان ستارگان سر در آوری. (لس براون)


ایمان داشته باش که کوچک ترین محبت از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شود. (ویکتور هوگو)


هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟! (جک لندن)



ی خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم (دکتر علی شریعتی)



Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 8 اسفند ماه ، 1388 18:44:20 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

دهانت را می‌بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.
دلت را می‌بویند
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
و عشق را
کنارِ تیرکِ راهبند
تازیانه می‌زنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما
آتش را
به سوخت‌بارِ سرود و شعر
فروزان می‌دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
ابلیسِ پیروزْمست
سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 10 اسفند ماه ، 1388 23:09:15 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

بعضي فکر مي کنند این منصفانه نيست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است .....

بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته .







Last edited by alnz on سه شنبه، 11 اسفند ماه ، 1388 13:17:11; edited 2 times in total

__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 10 اسفند ماه ، 1388 23:11:57 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

فاطمه فاطمه است ___ دكتر علي شريعتي


خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن مي‌گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌هاي مريم را بيان كرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي‌هاي اعجاز‌گر كرده‌اند.
اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندي‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي بسيار، به اندازه‌ اين كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”.

و من خواستم با چنين شيوه‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم:
خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه ‌ي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 13:43:36 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

نزاع بین خیر و شر

شبی، نوه پیرمرد سرخ پوستی از وی درمورد کشمکش و نزاع موجود درنهاد آدمیان سوال نمود، او در جوابش گفت: "این نبرد، مبارزه بین دو گرگی است که همواره در درونمان جریان دارد."
و ادامه داد: "یکی از گرگها، شر و بدی و یا همان عصبانیت، حسادت، حزن، حسرت، حرص و آز، نخوت، خودخواهی، گناه، خشم، دروغ، دنائت، غرور کاذب و برتری جویی است، و گرگ دیگر، خیر و نیکی یا همان شادی، صلح، عشق، آرامش، تواضع، مهربانی، خیرخواهی، یک دلی، بخشندگی، صداقت، شفقت و ایمان است"
پسرک بعد از دقیقه ای تامل، از پدر بزرگش پرسید: "در نهایت کدام یک از این گرگها، پیروز میدان است؟"

پدر بزرگ پاسخ داد : "هر کدام که تو غذایش دهی!"

Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 22 اسفند ماه ، 1388 11:10:40 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

گلی در گلدان نبود

250 سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم يه ازدواج گرفت با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند .وقتي خدمتکار پير قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود ، دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت . مادر گفت : تو شانسي نداري ، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا .دختر جواب داد : مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند ، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم .روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت : به هر يک از شما دانه اي مي دهم ، کسي که بتواند در عرض 6 ماه زيباترين گل را براي من بياورد ، ملکه آينده چين مي شود .دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت .سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد ، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را به او آموختند ، اما بي نتيجه بود ، گلي نروييد.روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند .لحظه موعود فرا رسيد شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود .همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است . شاهزاده توضيح داد : اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند : گل صداقت ...همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند ، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود .

برگرفته از کتاب پائولو کوئليواي



Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 23 اسفند ماه ، 1388 01:15:15 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

"ما خیلی هم به جاده‌های آسفالت، دیوارهای آجری، پنجره‌های شیشه‌ای، درختان چنار، جوی‌های آب، خودروهای سواری و هزاران چیز دیگر که در زندگی‌مان همیشه حضور دارند توجه نمی‌کنیم. در واقع ما خیلی از "وضعیت" خودمان در زندگی خبر نداریم، همانطور که ماهی از آب. اما اگر همین حالا وارد دنیایی شویم که سراسرش پوشیده از ماده‌ای ژله‌ای باشد و خیابان‌هایش تونل‌ مانند و حمل و نقل در آن با باد صورت بگیرد آنگاه این "اتفاق" برایمان کاملا با معنی خواهد بود.

از اینجا می‌شود آدم‌ها را دو قسمت کرد: آنهایی که "وضعیت" زندگی ما را می‌سازند و آنهایی که جزو "اتفاق"‌های زندگی ما هستند. هرچقدر آدم‌های وضعیتی در حاشیه‌ای از امنیت قرار دارند، آدم‌های اتفاقی فوق‌العاده لغزانند و هر لحظه‌ امکان از دست دادنشان هست.

این تقسیم‌بندی بی‌اندازه متغیر و نسبی است. هر کدام قابلیت تبدیل شدن به دیگری را دارد. مثلا اینکه هر آدمی سعی می‌کند آدم‌های اتفاقی زندگی‌اش را داخل آدم‌های وضعیتی بیاورد، تا مطمئن شود که آنها را از دست نمی‌دهد. و در عین حال ممکن است از ‌آدم‌های وضعیتی زندگی غافل شود و تا مرز از دست دادن آنها هم پیش برود. می‌شود روی هر کدام از این مسیر‌ها اسم گذاشت. وضعیت به اتفاق: "بحران". اتفاق به وضعیت: "عادت". خب این وسط آدم‌هایی هم هستند که نمی‌خواهند این مرز دوست‌داشتنی از بین برود. "وضعیت" را سخت حفظ می‌کنند و "اتفاق"‌های زندگی را راحت از دست نمی‌دهند.

اما کدام مهمتر است؟ آن‌چیزی که ما را می‌سازد یا آن چیزی که هستی ما را می‌نمایاند؟ اگر قرار به انتخاب باشد کدام را برمی‌گزینید؟ شاید بپرسید که چرا باید بین این دو یکی را انتخاب کرد. درست است که این دیالکتیک وضعیت - اتفاق است که زندگی را می‌سازد. اما به هر حال باید توجه داشت که هر اتفاقی، وضعیتی می‌آفریند و هر وضعیتی خود آبستن اتفاق‌های خاصی است. هر کدام می‌تواند ضمن آفرینش دیگری، تهدیدی هم برای آن باشد.

باز هم می‌شود این خط‌ها را کشید. می‌شود از آدم‌هایی گفت که سراسر زندگی‌شان اتفاق است و از آدم‌هایی که سخت پایبند وضعیت خودشان هستند و از هیچ اتفاقی استقبال نمی‌کنند. می‌شود از آدم‌هایی گفت که هر لحظه‌ می‌خواهند اتفاقی تازه باشند و از آدم‌هایی که از ناامنی می‌ترسند و گوشه‌ای امنی را ترجیح می‌دهند."

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    ...::: Ir-Micro.Com :::... Forum Index -> گفتگوی آزاد All times are GMT + 3.5 Hours
Goto page Previous  1, 2, 3 ... 18, 19, 20 ... 23, 24, 25  Next
Page 19 of 25
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum

 
 Jump to:   

Related topics
 Topics   Replies   Author   Views   Last Post 
No new posts کاربرانی که با دانلود کردن فایلها از سایت مشکل دارند بخوانند 92 Hamed 110155 چهارشنبه، 15 شهريور ماه ، 1391 12:01:25
mohamad_mousavi69 View latest post
No new posts نحوی نمونه برداری از آمپر ac بدون استفاده از ct 8 monjezy 15327 شنبه، 20 اسفند ماه ، 1390 22:55:17
exact-zero View latest post
No new posts مشكل استفاده از وقفه خارجي 41 arvinfx 37476 جمعه، 6 فروردين ماه ، 1389 15:55:00
Morteza_rk View latest post
 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

Ported to Platinum 7.6.b.4 V2 by sadeghkhafan

فروشگاه تخصصی برق و الکترونیک ایران میکرو
www.iran-micro.com
PHP-Nuke Copyright © 2005 by Francisco Burzi. This is free software, and you may redistribute it under the GPL.
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2 Persian

مدت زمان ایجاد صفحه : 4.07 ثانیه